قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

803

درة التاج ( فارسى )

اكثر از واحدى بسيط ، و ممكن نباشذ در آن واحد تكثّر صفات - و اعتبارات ، الّا بقياس او بما قبل او - كى واجب است ، يا بما بعد او كى معلولات اوست . امّا قياس او بواجب ممكن نيست كى متحصّل شوذ . از آن از صفات و اعتبارات ، آنج وفا كند بكلّ اين كثرت ، و اين ظاهرست عند التّأمّل . و امّا قياس او بمعلولات او جون متاخرّست از معلولات او ، بس متأتّى « 1 » نشود كى حاصل شود از آن آنج شرط باشذ در تكثّر آن معلولات ، - جه شرط متقدّم باشذ بر مشروط . و جون جنين باشذ اين كثرت حاصل نشود الّا از عقولى كثيرة العدد جدّا . و ذوق سليم شاهدست برين بعد از اطّلاع بر قواعدى كى بناء اين بحث بر آنهاست . و جگونه تصوّر توان كرد : در فلك ثوابت ، يا در افلاك ثوابت - با « 2 » آنج دروست - يا در ايشان ، - از كواكبى كى منحصر نمىشود ما را از كثرت : خواه متّفقة الأنواع باشند - و مختلف در لواحقى كى تمييز بعضى ازيشان كند از بعضى ، و خواه مختلفة الأنواع - كى او با جميع آنج او مشتمل است برو صادر باشذ از عقلى واحد - به جهتى واحده ، يا بجهاتى قليله ، كى ازو حاصل شده باشذ ، و از نسبت او بواجب ، و نسبت واجب بأو . آنگاه اختصاص هر كوكبى بموضعى از جسم بسيط لذاته نيست ، و نه از جهت ذات جسم ، - جه آن تخصيص باشذ من غير مخصّص ، بلك از براى اختلاف هيئاتى باشذ كى در علّت فاعلى اوست ، تا از مجموع مجموع حاصل شوذ . و آن هيآت واجب است كى متكثّر باشذ بر حسب تكثّر آنج حاصل شذه است باعتبار آن . و ممتنع است حصول مثل اين كثرت « ( در معلول ) » اوّل واجب الوجود ، و هر فلكى از « ( كلّ ) » افلاك متحيّره ، در آن جند

--> ( 1 ) - متأنى - م . ( 2 ) - با - اصل - ط - مب .